کلوین اوباسویی میگوید مادرش همیشه به او میگفت که در کار کردن عزت و شرافت وجود دارد. این نصیحتی بود که او را در سالهای کاری هدایت کرد؛ سالهایی که از بیرون چندان باوقار به نظر نمیرسیدند: کسبوکاری برای فروش پاپکورن شکلاتی که در کمتر از یک سال ورشکست شد، فروش کتهای دانشگاهی، و انجام تحلیل داده به صورت فریلنس برای هر کسی که حاضر به پرداخت بود.
او میگوید: «من هر کاری که برای پول درآوردن ممکن بود انجام میدادم.»
سالها بعد، به عنوان یک کارآفرین، سخنان مادرش دیگر فقط درباره بقای خودش نبود، بلکه درباره بقای دیگران نیز شد.
او میگوید: «افرادی که برای من کار میکنند برای تأمین مخارج خانوادههایشان به این کسبوکار وابسته هستند. این موضوع دیدگاه متفاوتی نسبت به معنای کارآفرینی برای من ایجاد کرد.»
امروزه، این ایده در دو شرکت جریان دارد. اوباسویی همبنیانگذار 56 Capital، یک شرکت مالی که به کسبوکارهای غیررسمی آفریقایی وام میدهد، و مدیرعامل Vector Innovations، یک شرکت فینتک فرامرزی است.
هیچیک از این موارد زمانی که او تازه از دانشگاه فارغالتحصیل شده بود، برنامهریزی نشده بود.
در جولای ۲۰۱۳، اوباسویی با مدرک اقتصاد از دانشگاه کوونانت، یک دانشگاه خصوصی در ایالت اوگون، جنوب غربی نیجریه، فارغالتحصیل شد.
در نوامبر همان سال، اوباسویی دوره خدمت ملی جوانان (NYSC) نیجریه، یک برنامه اجباری یکساله پس از فارغالتحصیلی را آغاز کرد. برای تأمین هزینههای زندگی در آن دوره، او اولین پروژه تجاری خود را راه انداخت.
او میگوید: «زمان بسیار سختی برای من بود، بنابراین میخواستم پول بیشتری درآورم.»
پروژهای که دنبال کرد ChopChat نام داشت، یک کسبوکار فروش پاپکورن با طعم شکلات.
او به یاد میآورد: «این پروژه باعث شد عاشق کسبوکار شوم. ما غرفههای [ChopChat] را در ایستگاه اتوبوس ایانا ایپاجا [در لاگوس] و در برخی پاساژها میفروختیم.»
اوباسویی که بیپول بود و با گروهی از دوستان در لاگوس زندگی میکرد، متوجه شد که پسانداز مشترک آنها میتواند هزینه یک دستگاه پاپکورنساز و مواد اولیه را پوشش دهد.
با این حال، این کسبوکار در سال ۲۰۱۴ ورشکست شد.
او فاش میکند: «با افزایش تقاضا، ما به سادگی تجهیزات لازم برای تولید دستی ۵۰۰ بسته در روز با یک دستگاه را نداشتیم. نیروی کار ما تعداد انگشتشماری از دوستان بودند که بعداً شغل پیدا کردند و دیگر نمیتوانستند کمک کنند، و ما دسترسی به منابع مالی برای سرمایهگذاری در تجهیزات بزرگتر یا نیروی کار بیشتر نداشتیم.»
در همان سال، اوباسویی دوره NYSC خود را به پایان رساند، اما نتوانست شغلی پیدا کند.
او میگوید: «با اینکه از دانشگاه کوونانت، یک مدرسه برتر، فارغالتحصیل شده بودم، هنوز پیدا کردن برخی مشاغل بسیار دشوار بود. و فکر میکنم من هم نسبت به کاری که میخواستم انجام دهم خیلی وسواس داشتم.»
او میگوید میخواست شغلی در بانک پیدا کند. وقتی نتوانست موقعیتهای شغلی مورد نظرش را به دست آورد، بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ دورهای از کارهای فریلنس را پشت سر گذاشت. او میگوید کتهای دانشگاهی فروخت، نرمافزارهای راهنمای شغلی آمریکایی را به دبیرستانها بازاریابی کرد و پروژههای تحلیل داده انجام داد.
با نگاه به گذشته، او میگوید آن دوره ارزش سرسختی را به او آموخت. او یاد گرفت که تئوری به تنهایی در برخورد با دنیای واقعی کسبوکار دوام نمیآورد. این تجربه هوش هیجانی او را نیز تقویت کرد: خواندن آنچه مردم به زبان نمیآورند تا معاملهای را ببندند.
او میگوید: «ارتباطات کلامی کمتر از یکسوم چیزی است که واقعاً منتقل میشود. بقیه را باید بخوانید.»
او همچنین این دوره را عاملی میداند که به او آموخت چگونه بدون ساختار حقوق ثابت حرکت کند و چگونه در شرایط سخت تکامل یابد.
او میگوید: «اگر این کار را نکنید، رقابت شما را حذف میکند. اینها درسهایی هستند که راحتی یک شغل بانکی هرگز نمیتوانست به من بدهد.»
اوباسویی میگوید در سال ۲۰۱۷، او به Guaranty Trust Bank (GTBank)، یکی از بانکهای تجاری پیشرو نیجریه، در نقش بازاریابی پیوست. او دو سال در آنجا سپری کرد.
او میگوید: «[کار در GTBank] به من سرسختی آموخت. مردم این ایده عجیب را دارند که وقتی به یک مدرسه خصوصی میروید، کمی ترسو هستید، اما GTBank مرا با سختیها مواجه کرد.»
او به یاد میآورد که در زمانی به تیم بازاریابی پیوست که هدف بانک جذب جمعیت جوان بود.
او به یاد میآورد: «اهداف بلندپروازانهای به ما داده شده بود. برایشان مهم نبود از چه مدرسهای آمدهاید؛ فقط باید کار را انجام میدادید.»
او همچنین زمان حضور خود در آنجا را دورهای میداند که به او بخشبندی بازار را آموخت—اینکه هر بازاری را نمیتوان به یک شیوه خدمترسانی کرد.
او میگوید: «متوجه شدم که بانکها نمیتوانند به بازارهای مالی غیرساختاریافته خدمت کنند، با اینکه بازارهای مالی غیرساختاریافته پول زیادی درمیآورند.»
در GTBank، هنگامی که مشاهده میکرد مشتریان به دلیل نداشتن سوابق مالی رسمی رد میشوند، بذر یک ایده در ذهن او شکل گرفت.
او میگوید در فوریه ۲۰۱۸، زمانی که در GTBank بود، زنی را به یاد میآورد که برای دریافت وام جهت تأمین مالی کسبوکار خشکشویی خود مراجعه کرده بود، اما اسناد رسمی مورد نیاز بانک را نداشت. درخواست او رد شد.
او میگوید: «رد کردن درخواست درست بود زیرا بانک یک سازمان ساختاریافته بود.»
آن تجربه با او ماند و او را به فکر انداخت تا کسبوکار خودش را شروع کند که به کسبوکارهای غیرساختاریافته خدمت کند. اما شکلگیری این ایده سالها طول کشید. اول، چیزهای بیشتری در بانکداری بود که باید یاد میگرفت.
اوباسویی میگوید در سال ۲۰۱۹، او به Stanbic IBTC Bank، یک بانک تجاری دیگر، به عنوان تحلیلگر کسبوکار پیوست.
او میگوید: «Stanbic، به عنوان یک بانک جهانی، درک من از ابزارهای مالی، بازارهای مالی و کسبوکارهای شرکتی را تقویت کرد.»
در Stanbic، او همچنین یاد گرفت کار در سیستمی که به دلیلی «بوروکراتیک» بود چه معنایی دارد. مردم اغلب از طولانی بودن زمان انجام کارها شکایت میکردند، اما او متوجه شد که تأخیرها ریشه در انطباق با قوانین داشت، نه سختگیری بیدلیل.
او اضافه میکند: «یاد گرفتم چگونه از سیستمهای عملیاتی، سیستمهای کسبوکار و تفکر سیستمی محافظت کنم.»
در سال ۲۰۲۰، اوباسویی Stanbic IBTC را ترک کرد تا به First Bank of Nigeria، قدیمیترین بانک کشور، به عنوان مدیر محصول بپیوندد.
او مسئول اتوماسیون فرآیندهای رباتیک (RPA) بود که از فناوریهای اتوماسیون برای انجام وظایف تکراری اداری کارکنان انسانی، مانند استخراج داده، پر کردن فرمها، جابجایی فایلها و موارد دیگر استفاده میکند.
او به یاد میآورد: «یاد گرفتم انجام یک تحول شرکتی چه معنایی دارد. چگونه یک بانک قدیمی و معتبر را قانع کنید که میتوانید نوعی هوش مصنوعی را در سیستم آنها به کار بگیرید؟»
او میگوید دید که تیم تحول شرکتی سخت تلاش میکرد تا بیش از ۱۰۰ فرآیند را در سراسر بانک، در بخشهای مختلف بانک و در کشورهای مختلف اتوماتیک کند.
او در نوامبر ۲۰۲۲ First Bank را ترک کرد، پس از اینکه مهارتهای مدیریت ذینفعان و آنچه او مهارتهای مدیریت تغییر مینامد را به عنوان مدیر پروژه کسب کرد.
پس از خروج، او شروع به فکر کردن کرد. ایدهای که از دوران GTBank در حال شکلگیری بود—اینکه کسبوکارهای کوچک نیجریه به دلیل عدم تناسب با مدلهای ریسک بانکها خدمات کافی دریافت نمیکنند—بالاخره به یک شرکت تبدیل شد.
در فوریه ۲۰۲۳، این ایده به 56 Capital تبدیل شد، شرکت مالی که او برای ارائه تأمین مالی بدهی و سهام به کسبوکارهای آفریقایی ساختاریافته و غیرساختاریافته تأسیس کرد.
او توضیح میدهد: «کسبوکارها مانند انسانها هستند؛ نقاط درد متفاوتی دارند. و اینجا جایی است که 56 Capital وارد میشود. ما شما را درک میکنیم و چیزی میسازیم که برای شما کار کند و در عین حال با استانداردهای بینالمللی مطابقت داشته باشد.»
در سپتامبر ۲۰۲۳، در حالی که هنوز 56 Capital را اداره میکرد، اوباسویی بورسیه رهبران سیاهپوست آکسفورد را برای مقطع کارشناسی ارشد مدیریت کسبوکار (MBA) در مدرسه کسبوکار سعید، دانشگاه آکسفورد، در انگلستان دریافت کرد.
او تحصیلات خود در آکسفورد را ارزشمند توصیف میکند. نشستن در کنار بیش از ۳۳۰ دانشجو از بیش از ۵۰ کشور، همانطور که او بیان میکند، به او آموخت که «نشانههایی را برداشت کند که در مدرسه به آنها آموزش داده نشده بود.»
او با این ایده که مدارک MBA بیش از حد ارزشگذاری شدهاند مخالفت میکند و استدلال میکند که مردم اغلب با این انتظار وارد میشوند که مدرک چیزی کاملاً آکادمیک به آنها بدهد، بدون اینکه درک کنند ارزش واقعی آن در مهارتهای زندگی است که آموزش میدهد.
بدبینی حول مدارک MBA بیاساس نیست. گزارشی نشان داده است که فارغالتحصیلان MBA از دانشگاههای خارجی، از جمله مدرسه کسبوکار Fuqua دانشگاه دوک و مدرسه کسبوکار Ross دانشگاه میشیگان، اغلب در پیدا کردن شغل مشکل دارند. گزارش دیگری اشاره میکند که فارغالتحصیلان MBA از هاروارد نیز سرنوشت مشابهی دارند.
برای او، این مهمترین چیزی بود که از برنامه گرفت، همراه با Exposureای که از آن حاصل شد، از جمله پذیرش او در برنامه شتابدهنده مدرسه، آزمایشگاه خلاقیت و تخریب (Creative Destruction Lab).
او میگوید آکسفورد به او آموخت چگونه ارتباطات و کسبوکار بینالمللی را مدیریت کند، مهارتی که نحوه عملکرد Vector Innovations را امروز شکل داده است. او میگوید هنگام کار با ذینفعان در تایوان، سنگاپور و بریتانیا، «باید هوش هیجانی را درک کنید. باید بدانید چه چیزهای درستی بگویید. باید تعادل را درک کنید.»
او معتقد است برای موفقیت در این صنعت به چیزی بیشتر از دانش فنی نیاز است و نشانههای نانوشته کسبوکار بینالمللی را چیزهایی توصیف میکند که «در مدرسه آموزش داده نمیشوند.»
پس از اتمام MBA خود در سال ۲۰۲۴، اوباسویی به Duplo، یک شرکت نیجریهای پرداختهای فرامرزی و برنامهریزی منابع سازمانی، به عنوان مدیر ارشد محصول پیوست. او کمی بیش از یک سال ماند و در فوریه ۲۰۲۶ خارج شد.
او میگوید Duplo پایهای فنی قوی در فناوری مالی به او داد. بلافاصله پس از MBA، او مجبور شد دوباره یاد بگیرد چگونه کارهای سخت و عملی انجام دهد و انعطافپذیر بماند نه سختگیر.
او میگوید: «به عنوان یک سازمان فناوری، باید بدانید چگونه با تغییر جهت در زمانی که وضعیت ایجاب میکند، زنده بمانید و رشد کنید.»
او میگوید قبل از همه، Duplo چرخه کامل ساخت، استقرار و پیروزی در بازاری که هرگز از حرکت باز نمیایستد را به او آموخت.
دو ماه بعد، در آوریل ۲۰۲۶، او Vector Innovations، یک فینتک پرداخت فرامرزی و استیبل کوین را تأسیس کرد، جایی که اکنون به عنوان مدیرعامل و همبنیانگذار فعالیت میکند.
او میگوید اداره کسبوکار درسهای خاص خود را به او آموخته است. او هویت مشخصی برای Vector طراحی کرده بود: نرخهای رقابتی، پوشش گستردهتر کشورها. اما وقتی مشتریان شرکت را برای او توصیف میکردند، چیز کاملاً متفاوتی را ذکر میکردند: Vector با کسبوکار به عنوان یک رابطه رفتار میکند و سریع تحویل میدهد.
او میگوید: «قدرتمندترین شاهد شما مشتری است. آنها گواهی حقیقت شما هستند نسبت به آنچه ادعا میکنید هستید.»
درس دوم، او میگوید، شکست رو به جلو و حفظ جاهطلبی است.
به گفته او، این همچنین مسیری است که Vector Innovations در آینده طی خواهد کرد. او میخواهد شرکت به کشورهای بیشتری گسترش یابد.
او میگوید: «میخواهم در ده سال آینده با همه در نقاط دردشان ملاقات کنم.»
مقیاس واقعی نیازمند عبور از یکپارچهسازیهای سطحی به اجرای مستحکم است. ما نویز را از Moonshot 2026 حذف کردهایم و کنفرانس را به طور دقیق برای اتصالات با کیفیت بالا بین بنیانگذاران استارتاپها، اپراتورهای مالی جهانی، رهبران سازمانی و افرادی که چارچوبهای فنی آفریقا را بازسیمکشی میکنند، بهینهسازی کردهایم.
۲۰٪ تخفیف برای بلیطهای Early Bird برای مدت محدود.



