سباستین دسابر که به «گلفروش» معروف است، با پرورش باور، انضباط و هویت، کنگو را به بهترین کمپین جام جهانیاش هدایت کرد. (EPA Images pic)
پتالینگ جایا: روزگاری بود که سال ۱۹۷۴ متعلق به زئیر بود.
در ژوئن، این کشور اولین ملت از آفریقای جنوب صحرا شد که در جام جهانی فیفا شرکت کرد. در اکتبر، میزبان محمد علی و جورج فورمن در «رامبل این د جانگل» بود.
یک رویداد وارد اسطورههای ورزشی شد. دیگری به یکی از غمانگیزترین داستانهای فوتبال تبدیل شد.
پیروزی علی بر فورمن، کینشاسا را به مرکز دنیای ورزش تبدیل کرد. شعارهای «علی بومایه!» بسیار فراتر از رینگ طنین انداخت و بخشی از فرهنگ عامه ورزشی شد.
اما تیم فوتبال از آلمان غربی با میراثی کاملاً متفاوت به خانه بازگشت.
پس از شکست ۹ بر صفر مقابل یوگسلاوی، گزارشها حاکی است که بازیکنان زئیر پیش از بازی با برزیل، هشداری هولناک از دیکتاتور موبوتو سسه سکو دریافت کردند.
به آنها گفته شد که شکست سنگین دیگری میتواند پس از بازگشت به وطن، عواقبی در پی داشته باشد.
ترس جای آزادی را گرفت.
در جریان بازی، مدافع مویپو ایلونگا از دیوار دفاعی بیرون دوید و ضربه آزاد برزیل را پیش از اجرا با لگد دور کرد.
تماشاگران تلویزیون خندیدند. گزارشگران او را مسخره کردند. آن لحظه نماد سادهلوحی فوتبال آفریقا شد.
سالها بعد، ایلونگا توضیح داد که واقعاً چه اتفاقی افتاده بود: او میخواست اخراج شود.
کارت قرمز ثانیههای ارزشمندی را هدر میداد، خطر گلهای بیشتر را کاهش میداد و شاید همتیمیهایش را از تحقیر بزرگتری نجات میداد.
جهان آن لحظه را اشتباه فهمیده بود. برای دههها، این سوءتفاهم بخشی از هویت فوتبالی این کشور شد.
بازنویسی تاریخ
یوزپلنگها اولین پیروزی جام جهانی کشور را در برابر ازبکستان به دست آوردند و خود را به عنوان یکی از غافلگیریهای تورنمنت معرفی کردند. (EPA Images pic)
پنجاه و دو سال بعد، تیم دیگری از کنگو بدون هیچکدام از آن ترسها به جام جهانی رسید.
این کشور که اکنون جمهوری دموکراتیک کنگو نام دارد، بدون جام رفت، اما با چیزی تقریباً به همان اندازه مهم.
یوزپلنگها اولین امتیاز جام جهانی کشور را کسب کردند. اولین گل جام جهانی خود را در برابر پرتغال کریستیانو رونالدو به ثمر رساندند. اولین پیروزی جام جهانی خود را در برابر ازبکستان به دست آوردند.
سپس بهترین عملکردشان فرا رسید. انگلیس، یکی از تیمهای مورد علاقه تورنمنت، به ۸۶ دقیقه نیاز داشت تا سرانجام مقاومت آنها را بشکند.
این نقاط عطف تنها بخشی از داستان را بازگو میکنند. مهمتر از آن، چگونگی دستیابی به آنها بود.
این تیمی بود که با انضباط دفاع کرد، با هدف حمله کرد و بدون بار شهرت بازی کرد. هرگز در برابر نامهای بزرگتر یا ملتهای ثروتمندتر فوتبال مرعوب به نظر نرسید. به نظر میرسید که جایش آنجاست.
همین به تنهایی نشاندهنده فاصلهای چشمگیر از亡灵های ۱۹۷۴ بود.
تصویری متفاوت از کنگو
در بیشتر سه دهه گذشته، جمهوری دموکراتیک کنگو به دلایلی که هیچ ملتی انتخاب نمیکند، در تیترهای جهانی ظاهر شده است.
درگیری داخلی، آوارگی گسترده، بیماری، بیثباتی سیاسی و یکی از بدترین بحرانهای انسانی جهان.
فوتبال هیچکدام از این مشکلات را حل نکرد. و وانمود هم نکرد که میکند.
در عوض، چیز نادرتری ارائه داد.
برای نزدیک به سه هفته، میلیونها نفر در سراسر جهان از طریق تیم فوتبالی که با شجاعت، هوشمندی و آرامش بازی میکرد، تصویر دیگری از جمهوری دموکراتیک کنگو دیدند.
این تصویر جایگزین روایتی با روایت دیگری نشد. بلکه به جهان یادآوری کرد که هر دو میتوانند همزمان وجود داشته باشند.
کار گلفروش
بخش بزرگی از این تحول نشاندهنده ردپای مربی سباستین دسابر بود.
دسابر که به خاطر تواناییاش در شکوفا کردن بازیکنان «گلفروش» لقب گرفته، تیمش را بر پایه هدف جمعی به جای ستارهپروری فردی بنا کرد.
تیمش بدون توپ فشرده میماند. با هوشمندی پرس میزد. هر بازیکنی نقش خود را میدانست.
پرتغال این را فهمید. ازبکستان هم همینطور.
انگلیس سرانجام راهی پیدا کرد، اما تنها پس از اینکه تقریباً تمام بازی را صرف جستجوی پاسخ کرد.
یوزپلنگها مثل مهمانان سپاسگزار رفتار نکردند. مثل برابران رقابت کردند.
برایان سیپنگا که حرفهاش را خارج از لیگهای برتر اروپا ساخت، با گل تاریخی کنگو در برابر انگلیس خود را در بزرگترین صحنه فوتبال معرفی کرد. (EPA Images pic)
تحولی گستردهتر
اگر به تنهایی نگاه شود، جام جهانی جمهوری دموکراتیک کنگو ممکن است به عنوان داستانی پرشور از تیم ضعیفتر رد شود.
اما در کنار همه چیزهایی که در این تورنمنت رخ داد، به چیزی آشکارکنندهتر تبدیل میشود.
مراکش هلند را شکست داد. پاراگوئه آلمان را حذف کرد. کیپ ورد اسپانیا را ناکام گذاشت. سنگال بلژیک را تا لبه پرتگاه برد.
جمهوری دموکراتیک کنگو نزدیک بود انگلیس را هم به آن فهرست رو به رشد اضافه کند.
یک شگفتی را میتوان توضیح داد. اما پشت سر هم آمدن آنها نتیجهگیری متفاوتی میطلبد.
توازن قدرت در فوتبال جهانی در حال تغییر است. تیمهای آفریقایی دیگر تنها به خاطر توانایی بدنی یا مهارتشان تحسین نمیشوند.
آنها از نظر تاکتیکی منضبط، از نظر ذهنی مقاوم و در برابر قدرتهای سنتی بازی روز به روز راحتتر هستند.
شکاف روانی کاهش یافته، شاید هم از بین رفته است.
جمهوری دموکراتیک کنگو به یکی از روشنترین نمودهای این تکامل تبدیل شد.
یادآور خاموش
میشل کوکا مبولادینگا، معروف به «لومومبا وآ»، نود دقیقه بیحرکت ایستاد و سکوهای جام جهانی را به صحنهای خاموش برای تاریخ کشورش تبدیل کرد. (EPA Images pic)
تصویر دیگری از این جام جهانی بود که آرام آرام در سراسر جهان پخش شد.
او هرگز توپ را لمس نکرد.
میشل کوکا مبولادینگا، که بیشتر با نام لومومبا وآ شناخته میشود، با کت و شلوار قرمز چشمگیری در تمام بازیهای جمهوری دموکراتیک کنگو بیحرکت ایستاد تا ادای احترام به پاتریس لومومبا، اولین نخستوزیر کشور، کند.
در برابر کلمبیا، او در سکوت دهانش را پوشاند و اسلحهای را که به سمت سرش نشانه رفته بود، تقلید کرد. این حرکت توجه را به خشونتی جلب کرد که همچنان شرق کنگو را زخمی میکند.
این یادآوری بود که فوتبال نمیتواند تاریخ را پاک کند. اما میتواند لحظاتی بیافریند که نادیده گرفتن تاریخ در آنها غیرممکن است.
جهان دیگر به جمهوری دموکراتیک کنگو از دریچه آنچه در ۱۹۷۴ اتفاق افتاد نگاه نمیکند، بلکه به آنچه در ۲۰۲۶ رخ داد مینگرد.
برای یک بار، گفتگو درباره درگیری یا فاجعه نبود. درباره تیم فوتبالی بود که از حمل بار کلیشههای کهنه سر باز زد.
رامبل این د جانگل جهان را به زئیر نگاه کرد. یوزپلنگها آن را دوباره به نگاه کردن واداشتند.

